دوره و شماره: دوره 7، شماره 23، پاییز 1401 
مقاله پژوهشی

بررسی باستان شناختی استقرار های پیش ایلامی دردشت های حاشیه غرب زاگرس دکتر حبیب اله محمودیان

صفحه 5-50

چکیده چکیده بخش غربی زاگرس به دلیل شرایط و موقعیت مطلوب جغرافیایی ازدیر باز سکونتگاه انسان­ها و­ مهدتمدن و فرهنگ بوده است. دره­های کوهستانی، دشت­های میان کوهی، غارهای طبیعی، جنگل­های انبوه، دامنه­ها، زمین های حاصلخیز، رود­های مهم و پرآب موجب شده تا شرایط برای استقرار و زندگی انسان ها فراهم شود.تعدد و تنوع آثار و ابنیه و محوطه­های باستانی در این محدودۀ جغرافیایی ومطالعه شواهد وشناسه های فرهنگی برجای مانده از دوران استقرار، روشنگر این حقیقت است که انسان در این منطقه حدود هشت هزارسال پیش از میلاد از دوگونۀ گیاهی (گندم و جو) و نیز، دو نوع دام (­میش و بز) استفاده کرده است. این شرایط نشان می­دهد در این گسترۀ سرزمینی که تمدن و فرهنگ ایلامی شکل گرفته، استقرار­های ما قبل ایلامی­ها وجود داشته است. بر اساس بررسی­های تاریخی و باستان شناسی ایلامی­ها از اواخر هزارۀ چهارم یا اوایل هزارۀ سوم قبل از میلاد در منطقۀ جنوب غرب ایران حکومت کرده اند.حدود 25قرن‌سلسله­ های معروف ایلام (اوان، سیماش، اپارت،ایکهالکی، شوتروک­ها و ایلام نو) ضمن تشکیل سلسله­های حکومتی، حافظ تمدن و فرهنگ ایران زمین بوده­اند.کاوش­های باستان شناسی نشان می­دهد علاوه بر تحولات سیاسی و نظامی ایلام با تمدن­های همجوار، پیشرفت­هایی در عرصه­های مختلف تمدنی داشته­اند. دراین مقاله این هدف دنبال شده تا براساس یافته های باستان شناسی، بخشی از مکان های استقراری دوران پیش ایلامی در دشت های حاشیه ای زاگرس غربی معرفی گردد.

مقاله پژوهشی

گاهان، کهن ترین سروده های زرتشت با خوانشی روان دکترحسین اعظمی ، دکتر پریسا پورمحمدی

صفحه 50-94

چکیده چکیده کهن ترین و سپندترین بخش اوستا گاهان ،گات ها یا گاث ها ست.گاه یا گاث  به معنی سرود یا درست ترسروده منظوم و شعرگونه‌درمیان نثر می باشداما، نه به مانند سروده های پارسی نو برمبنای عروض عرب باشد بلکه نزدیک به وزن سروده های کهن‌سانسکریت و سایر شعرهای ایرانی باستانی است.سروده ها و نیایش هایی که سخنان خود زرتشت هستند و مردمان همواره نگاه ویژه ای به آن داشته اند. سروده ها کهن ترین آثاری است که از روزگاران پیشین برای ایران ادبی امروز بجا مانده و به همین روی از دید دستور زبان و درون مایه با سایر بخش های اوستا دگرگونه است. بررسی ها نشان می دهد بخش های نثرگونه سروده های گاهان از میان رفته و تنها برش های شعرگونه یا منظوم برجای مانده است. ازاین رو، می توان گفت که امروزه همه‌گات ها یا سروده های زمان ساسانیان دردست است.چراکه ازارج ودرجه‌ای برخوردار بوده که با موشکافی به یادها سپرده می شده و تا روزگار ما برجای مانده است . در این نوشتار تلاش شده تا با خوانش جدید گات هامعرف محتوای این سروده های باستانی باشیم. باشد که رسایی این برگردان اندکی از دشواریهای این سروده های کهن و دشوار را بکاهد وفرزندان پاک ایران زمین را دگربار به سوی آموختن درون مایه های این کهن ترین اثر ملی میهنی ما وادارد.

مقاله پژوهشی

مطالعات متالورژی بر روی اشیاء به دست آمده از محوطه باستانی کال نسار AI و C دکتر خداکرم مظاهری ایرج فدائیان

صفحه 95-116

چکیده چکیده گورستان کال نسار در فاصله 25 کیلومتری شمال غربی محوطه بان‌سرمه ، حدود ۲ کیلومتری غرب روستای چگاه ازتوابع شهرستان چواردر استان ایلام واقع شده است. تعداد و تنوع کالاهای تدفینی فلزی همراه متوفی در کال نسار، ضرورت بررسی ومطالعات متالوژی را می طلبد.با پیشروی درهزاره‌ی سوم قبل از میلاد، مقدار کالاهای تدفینی فلزی به تدریج افزایش می‌یابد. تقریباً هیچ اثر فلزی را نمی‌توان به گورهای AI مربوط به عصر مفرغ اولیه مرتبط کرد. اشیاء فلزی یافت شده در این مقبره‌ها، مانند استکان، تبرهای سوراخ محور و نیزه‌ها، تنها نشان‌دهنده‌ی استفاده‌ی مجدد بعدی از قبرهاست.این امر نشان می‌دهد که باید در انتساب یافته‌های این مقبره‌ها به دوره‌های خاص، دقت کرد. معمولاً وسایل تدفین اندکی موجود است و از آنجایی که تقریباً هیچ بقایای اسکلتی ثبت نشده است، همیشه مشخص نیست یا حتی قابل تجزیه نیست که آیا و چند بار از یک مقبره استفاده‌ی مجدد شده است یا خیر. اجسام برنز یا آلیاژ مس به طور گسترده‌ای در اوایل عصر برنز مورد استفاده قرار می‌گرفتند، اما داده‌های تحلیلی برای تمایز بین قلع- برنز و سایر آلیاژهای مس مورد نیاز است. در این نوشتار تلاش شده مطالعات متالورژی بر روی اشیاء به دست آمده از کال نسار AI و C مورد توجه قرارگیرد.

مقاله پژوهشی

بازتاب تحولات تاریخی-اجتماعی در تطور زیارتگاه های عشایری و روستایی استان ایلام در زاگرس مرکزی علی نوراللهی

صفحه 117-174

چکیده چکیده در این مقاله نگارنده به بررسی زیارتگاه های استان ایلام پرداخته است، بخش های از این نوشتار از دو تن از باستانشناسان سرشناس در زمینه عصر آهن حوزه زاگرس مرکزی در غرب گرفته شده که خود سال ها در این منطقه پژوهش کرده اند، به بررسی امام زاده های مناطق پشتکوه(ایلام امروزی) پرداخته و در این مورد اطلاعات جالب توجهی ارائه داده اندکه می تواند راهگشای پژوهشگران و محققینی باشد که در این زمینه مطالعه می کنند. همچنین در این مقاله عکس های بسیار با ارزشی از این بناها به پیوست ارایه شده که با توجه به تغیر و نوسازی این بناها در طی ادوار گذشته که تا حال حاضر نیز ادامه دارد، می تواند مدارک ارزشمندی از معماری و تزیینات این بناهای مذهبی که بدست خود مردم ساخته شده و تبلور و عصاره ایمان آنها ست، در اختیار ما و آیندگان قرار دهد. به دلیل اطلاعات محدود در این عرصه، در این نوشتار کوشش شده تا اطلاعات کاملتری از زیارتگاه ها در این زمینه ــ که مسلماً تعداد آنها بسیار بیشتر از آنهایی است که ذکر شده است... ارائه داده و دلائل شکل گیری و تحولات معماری آنها را مورد بررسی قرار دهد.

مقاله پژوهشی

بررسی‌تحولات تاریخی‌و باستان شناختی بنای‌کعبه زرتشت «کُرنای خانه» یا «نقاره خانه» رحیم تزری ،آزاده محمودیان

صفحه 175-201

چکیده چکیده کعبه زرتشت، نام بنای سنگی چهارگوش و پله‌داری در محوطه باستانی نقش رستم است که در مرودشت فارس‌ و درفاصله 7 کیلومتری شمال غربی تخت‌جمشید واقع شده است. محوطه نقش رستم علاوه بر بنای مذکور، یادمان‌هایی از دوران ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را نیز در خود جای داده‌است. برخی از باستان‌شناسان، کعبه‌ی زردشت را محل حفظ کتاب مقدس زرتشتیان (اوستا) می‌دانند. از جهتی به نظر می رسد این اثر مهم باستانی استودان یا مقبره پادشاه هخامنشی بوده باشد. در برخی منابع،اصطلاح کعبه زرتشت را جدید و غیرعلمی می دانند و سابقه آن را حدود قرن چهاردهم میلادی نوشته اند. براین اساس ، نام محلی این بنا، کُرنای خانه یا نقاره خانه بوده و اروپائیان به‌دلیل آنکه درون این بنا از دود، سیاه شده بود، آن را مکان ویژه پرستش آتش« آتشگاه » می دانستند. پژوهش‌های میدانی تفسیر تازه‌ای از این بنا ارائه داده‌است و آن را یک رصدخانه و تقویم آفتابی می‌داند. بر روی دیوارهای سنگی این اثر چند کتیبه ، به خط پهلوی و زبان یونانی ایجاد شده است. در این نوشتار تلاش شده تا این اثر باستانی از منظر تاریخی وباستان شناسی مورد مطالعه وبررسی قرار گیرد.

مقاله پژوهشی

بررسی همنشینی گل، بوته و انسان در تزیینات سرستون های عمارت باغ ایرانی فلاحتی ایلام براساس نظریه ی آشنایی زدایی معصومه صفایی نیا لیلا رشنوادی

صفحه 202-215

چکیده چکیده: زندگی انسان ها و اقلیم آنها همواره متاثر از هنر بوده و این موضوع در بررسی های تاریخی و باستانی به خوبی دیده می شود. تاثیرپذیری از هنر، بخش عمده ای از ابعاد مختلف زندگی انسان ها رادر برگرفته است. از جمله این تاثیرپذیری را در بناهای معماری می توان به خوبی مشاهده کرد. نظریه‌ی آشنایی زدایی که در حوزه ادبیات مطرح شد بعد ها به دلیل قوام و پختگی اش، در دیگر رشته ها و شاخه های هنری نیز مورد بررسی قرار گرفت. آشنایی‌زدایی یعنی غریبه کردن مفاهیم آشنا و عادی شده تا بتوان به آن‌ها تازگی دوباره بخشید .براین اساس ، کار اصلی هنر ایجاد تغییر شکل در واقعیت است. با درنظر گرفتن این دیدگاه، تلاش شده تا در این نوشتاربرخی عناصر بکار رفته در تزیینات سرستون های عمارت مرکزی باغ ایرانی فلاحتی ایلام (همنشینی گل و بوته و انسان) مورد توجه قرارگیرد. از جهتی به لحاظ اهمیت هنر و نقش تزیینات در بناهای تاریخی ، مفهوم پردازی اشکال هندسی، نقوش سنتی به خصوص گل وگیاه وانسان، همنشینی این نقوش وعناصر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مورد بررسی قرار گرفته است.