بررسی باستان شناختی مکان های استقراری کاسیان مورد مطالعه : منطقه ی چوار ایلام
حبیب اله محمودیان
چکیده بخش غربی فلات ایران به دلیل شرایط خاص جغرافیایی، قرار گرفتن در محدودهی هلال حاصلخیز زاگرس، منابع آب، پوشش مرتعی و جنگلی به ویژه قرار گرفتن در مسیر ارتباطی فلات مرکزی، آسیای میانه با سرزمین میان رودان و دیگر سرزمینهای غرب آسیا ، از منظر مطالعات تاریخی و باستان شناختی از اهمیت خاصی برخوردار است. براساس گزارشهای باستان شناسی ،استقرار جمعیت وزندگی انسان در این محدودهی جغرافیایی حداقل از دوران پارینه سنگی تا امروز استمرار داشته است. عبور راههای باستانی چون جادهّی ابریشم که خط سیر اصلی بازرگانی در جهت شرق وغرب...محسوب میشد و راه شاهی یا شاهرا ه باستانی که شوش را به آسیای صغیر وصل میکرد ، وجود پر تراکمترین پلهای باستانی بر روی رودخانهی سیمره و شعبات آن در استانهای ایلام، لرستان و خوزستان نشانگر ارتباط فلات ایران با سرزمینهای هم جوار ونقش ارتباطی این منطقه در دورههای مختلف به ویژه در دوران تاریخی بوده است. منطقه ی چوار در استان ایلام ودر بخش غربی زاگرس واقع شده است. براساس تحقیقات باستان شناسی،گورستان های متعددی به وسیله ی هیئت های باستان شناسی داخلی وخارجی در این منطقه کشف وشناسایی شده ویا مورد کاوش علمی قرارگرفته است. یافته های علمی حاصل از این تحقیقات نشان می دهد که بیشتر گورستان ها متعلق به دوران مفرغ بوده وآثار مکشوفه دراین گورستان شامل انواع ابزار آلات برنزی است. از جهتی دیگر این مستندات، حضور قوم کاسی ( کاسیت) رادر این دیار در دوران طلایی مفرغ پر رنگ نموده است. براین اساس در این نوشتار تلاش شده تا با معرفی مکان های استقراری محدوده ی جغرافیایی چوار ، تحولات فرهنگی وتمدنی این دوره از تاریخ سرزمین ایران مورد بررسی وتحلیل قرارگیرد.
مطالعه و بررسی موقعیت باستان شناختی دشت ایلام
پریسا پورمحمدی، آزاده محمودیان
چکیده استان ایلام در غرب ایران و در محدودهی ناهمواری های حاشیهی غربی زاگرس واقع شده است. به دلیل شرایط مساعد جغرافیایی مطلوب ، زمین های حاصلخیز ، پوشش جنگلی، مراتع غنی و پناهگاه های طبیعی برای استقرار انسان در ادوار مختلف، جایگاه مناسبی بوده است. اقوام مختلف در این نواحی اقدام به ایجاد مکان های استقراری نموده و در بسیاری موارد، اقوام مهاجر از طریق راه ها ومعابر باستانی نیز برای بهره گیری از امکانات طبیعی منطقه به این ناحیه مهاجرت نموده اند .بررسی های باستان شناختی نشان می دهد، آثار متعددی در محدوده زاگرس از ادوار گذشته بر جای مانده است که تا کنون به صورت جدی مورد پژوهش های علمی قرار نگرفته اند. براساس پژوهش های انجام شده، استقرارهای دائمی در ادوار مختلف موجب رونق منطقه شده و آثاری از این دوره برجای مانده است که به نظر می رسد استمرار و توالی استقرارهای دشت شوشان و موسیان در ارتباط با ساکنان شرق بین النهرین بوده باشد.
در این رابطه سئوالی مطرح می باشد که :آیا می توان توالی دوران دراز مدت روستانشینی را در تپه ها و سکونتگاه های اولیه ی ایلام یافت؟ پاسخ به این سؤال ساده نخواهد بود، چرا که حفاری ها و کاوش های سیستمی و هدفمند در منطقه انجام نشده است اما بررسی های باستان شناسی در دشت های حاشیه ی غربی فلات ایران خصوصاً تلاش های فرانک هول و هنری رایت در دشت دهلران و موسیان ونیز بررسی های باستان شناسی محققان داخلی وخارجی در منطقه ی ایلام و نوحی مجاور می تواند در یافتن پاسخ سئوالات مطرح شده مؤثر باشد.
در حاشیه ی رودخانه ی ایلام آثار باستانی متعدد از دوران مختلف باقی مانده است. این آثار شامل تپه ها، محوطه ها، پناهگاه های سنگی ودیگر استقرارگاه های باستانی است. در این نوشتار تلاش شده تا بخشی از این آثار که تاکنون ناشناخته مانده است معرفی گردد. بنابراین، هدف این نوشتار بررسی و شناخت تحولات فرهنگی مکان های استقراری دشت ایلام در دوران مختلف تاریخی است
پژوهش های باستان شناسی پیش از تاریخ دشت دهلران
امیر خانمرادی، فرج فاضلی
چکیده دشت دهلران به دلیل قرار گرفتن در حوزه ی مهم جغرافیایی- فرهنگی جنوب غرب ایران جایگاه بسیار مهمی در مطالعات باستان شناسی به ویژه در دوران پیش از تاریخ ایران دارد. این موقعیت ممتاز موجب شده است که دهلران به عنوان منطقه ای مهم در درک برهمکنش های منطقه ای و فرا منطقه ای بین دشت شوشان و بین النهرین و ارتباط با کوهستان های زاگرس بدل گردد. به همین دلیل دهلران از همان آغاز کاوش های باستان شناسی در ایران و جنوب غرب ایران مورد توجه قرار گرفت در همین راستا برنامه های هدفمند و روشمندی در این دشت برنامه ریزی و محوطه های بسیار مهمی چون تپه موسیان، علی کش،سبز، فرخ آباد، خزینه و ... مورد کاوش های باستان شناسی قرار گرفت. این تلاش علمی موجب شده اطلاعات گسترده ای در خصوص تحولات فرهنگی دوران پیش از تاریخ به ویژه دوره ی نوسنگی؛ استقرارهای اولیه و در نهایت جدول گاهنگاری منطقه بدست آید. با این حال تمام مطالعات و کاوش های باستانشناسی بر بخش های پست جنوبی دشت دهلران متمرکز بوده است . عدم توجه به مناطق بسیار مهم کوهستانی شمال غربی دهلران در بخش های زرین آباد و میمه نوعی خلاء مطالعاتی را به وجود آورده است؛ به طوری که تاکنون نتوانستیم به درک درستی از ارتباط مناطق کوهستانی و مناطق پست در جنوب دشت، دست یابیم. می طلبد در آینده ضمن تدوام کاوش ها و بررسی های بخش جنوبی، توجه ویژه ای به بخش های کمتر شناخته شده ی شمال غربی نیز صورت گیرد.
نویسندگان این مقاله تلاش دارند ضمن پرداختن به تاریخچه ی پژوهشهای صورت گرفته در دشت دهلران، بخشی از یافته های باستان شناسی را نیز ارائه نمایند.
رویکرد عدالت محوری در ایلام باستان
مرتضی اکبری، نجم الدین گیلانی، اشرف اکبری
چکیده ایلام باستان یکی از مهمترین اقوام ساکن فلات ایران قبل از ورود آریاییها بودند که با داشتن خط، زبان واحد، قلمرو سیاسی گسترده، ایالتهای مختلف و حکومت مرکزی یک امپراتوری چند هزارساله را تشکیل دادند. ایلام باستان از ظهور تا فروپاشی توسط آشوریان، در کنار همسایگانی مانند اکد، سومر و بابل حاکمیت داشت که تمدنهای عالی و پیشرفته ای داشته اند. این تمدن ها، در عرصه ی تبادل فرهنگی واقتصادی، دستاوردهای تمدنی خود را به ایلام عرضه داشته اند. ایلام و همسایگان غربی اش، در تماس بسیار نزدیک و همیشگی بودهاند.گاهی این تماسها دوستانه و گاه همراه با جنگهای طولانی بوده است. عدالت و عدالت محوری نیز که خاص جوامع متمدن و پیشرفته است، در باورهای ایلامیان از جایگاه رفیعی برخوردار بود، بهطوریکه آنان خدای قانون (اینشوشیناک) و خدای اجرای قانون (ناهونته) داشتند که کارکرد دینی آنها، اجرای عدالت بود. علاوه بر این، در باورهای ایلامیان، عدالت گرایی بهگونهای بود که آنها ایزدان مذکر و الهه ماده نیز داشتند. این مورد در سطح زندگی و دنیایی آن نیز آشکار بود، بهطوریکه مردان و زنان از حقوق تساوی برخوردار بودند. از جهتی دیگر در دوره حکومت شاه ایلامی هِلو( ( heluیادمان عدالت در یکی از میادین شهر شوش ایجاد شده است. وی همزمان با مانیش توسوشاه اکد و برادرش ریموش بوده است. این مقاله با استناد به منابع و مآخذ و با روش توصیفی – تحلیلی درصدد یافتن پاسخ به این سؤال است که عدالت در باورهای ایلامیان باستان از چه جایگاه و منزلتی برخوردار بوده است.؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد که ایلامیان در برابری زن و مرد، عقاید خدایان مذکر و ماده، را رعایت کردهاند.
نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی
کتایون پلاسعیدی
چکیده مذهب درزندگی ایلامیان، اعم از فرمانروایان و مردم عادی نقش بسزایی را ایفا می کرده و درتمامی ارکان هنرهای رایج آن زمان حضوری پررنگ وآ شکار داشته است. می توان نفوذ مذهب را درکنده کاری های روی مهرها، نقوشبرجسته واشیای نذری وسمبلیک و حتی زینتی و بر روی درپوش ویا بدنه ی ظروف و همچنین بر روی آثارمعماری به وضوح ملاحظه کرد. ایلامیان، خدایان را به صورت مجسمه مذکر و یا مونث خلق می کردند و آنها را از جنس سنگ ، فلز، گل و ... می ساختند.ایلامیان این مجسمه ها را در طی تشریفات مذهبی به معابد ( زیگورات ) خودشان می بردند ودراتاق مخصوص قرارمی دادند. در این مقاله تلاش شده تا نتایج حاصل از بررسی های انجام بر روی آثار وشواهد کشف شده در مکان های باستانی ارائه شود.
بررسی تحولات فرهنگی دشت های مهران و دهلران...، در دورة ی گذار و یکجانشینی
حبیب شهبازی شیران
چکیده کشور ایران را میتوان از نظر باستانشناختی به چهار منطقة جغرافیایی مجزا، اما در ارتباط با یکدیگر تقسیم کرد که هر یک سهمی چشمگیر در تحول تاریخ و فرهنگ این سرزمین داشتهاند. از میان این مناطق عمده ی فرهنگی تنها دشت شوشان است که بیش از دیگر مناطق شناخته شده است. با توجه به روند اسکان در دهکدههای نخستین و تحول آغازین آنها در کوهپایههای زاگرس، منطقه ی کلیدی دشت مهران و از بستر فرضیهپردازی در تحولهای فرهنگی بدون اطلاعات حاصل از بررسیهای گسترده ی منطقهیی، دشت دهلران به تقریب ناشناخته ماندهاند. این در صورتی است که منطقه ی مهران، به احتمال، حتی پیش از دشت شوشان محل اسکان جوامع دوران آغاز نوسنگی بود(علیزاده ،1380:217). افزون بر اهمیت این منطقه، در پژوهشهای مربوط به روند اهلی کردن جانوران و پرورش دانههای گیاهی، در طول تاریخ پرفرازو نشیباش، به لحاظ موقعیت جغرافیایی آن به منزله ی دروازه ایران از غرب، دشت مهران در پژوهشهای مربوط به شکلگیری حکومتهای نخستین وتأثیر و تأثرشان بر روندهای فرهنگی در بینالنهرین میتواند از اهمیتی بسزا برخوردار باشد. از یافتههای پراکنده ی باستانشناختی میتوان استنباط کرد که سهم این منطقه در توسعه ی کشاورزی و دامپروری و شکلگیری حکومتهای نخستین و شهرنشینی از سه منطقه ی عمده ی دیگر کمتر نبوده است. دانش ما از این دو تحول عمیق و تاریخی در این منطقه بسیار محدود و ناکافی است(همان: 218).هر چند که در این زمینه ما تنها در آغاز راه هستیم و بیشکمطالعات و تحقیقات و فعالیتهای گستردة باستانشناسی در آینده قادر خواهد بود نکات ناشناختة بسیاری را دربارة دستاوردهای فنی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ساکنان اولیه ی این کانون فرهنگی آشکار سازد و از این رهگذر با معرفی و شناسانیدن یکی از خاستگاههای مهم جوامع پیش از تاریخ ایران، بنیاد بسیاری از فرضیات و نظریات کنونی را درباره ی روابط فرهنگی، سیاسی، تجاری و اقتصادی ایران(دشت شوشان)و میانرودان در دورانهای گوناگون دگرگون سازد.
