گویشها و زبانهای بومی در گسترۀ ایران بزرگ، چشمههایی هستند که به حرکت و پویایی این رودخانة بزرگ و شطّ پهناور زبان فارسی کمک کردهاند و هویّت زبانی این گویشها، از دیدگاه زبانشناسی، یک واقعیّت تاریخی را بیان میکند و میتوان گفت که یکزبان، محصول و زادة زبان دیگری است و تمام زبانهایی که بدین روش، مولود زبان واحدی باشند، خویشاوند خوانده میشوند. گویشها و زبانهایی که در گسترة ایرانزمین که هماکنون گویشورانی، بدانها سخن میگویند، زاییدة خویشاوندی خود با زبان فارسی کهن هستند و در روند تاریخی آن، فرزندان زار و نحیفی از این گویشها باقیمانده و نیاز است که به بهانههای گوناگونی چون تطبیق و مقایسه با واژگان شاهنامه و دیگر آثار حماسی و دیگر متون کهن فارسی و اتیمولوژی و فیلولوژی آنها بازشناخته شوند تا پیوند اصلی این گویشها و زبانهای وابسته به درخت تنومند زبان فارسی آشکار شود. در این راستا به نظر می رسد کهدانش گویششناسی با گسترۀ وسیع خود میتواند زوایای مهم واساسی زبان وادبیات فارسی را بشناساند و معرف آن باشد؛ بنابراین، در این نوشتار، تلاش شده است که نیمنگاهی به این مهم، انداخته شود و این مقوله مورد مطالعه و بررسی گذرایی قرارگیرد.